...چند ورق کاغذ و یک دونه قلم

گاهی حتی ترانه ای هم نمی ماند ....
 
میخوام دستاتو
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : محیا بانو

میدونستی

مثل جونی وقتی که عاشقونه میرقصونیم

با من برقص

تو که میدونی از چشام میخونی

میدونستی

رقص با تو شیرینه وقتی میبینم خنده هاتو

به من بگو راز چشاتو

میخوام امشب باز بگیرم دستاتو

 

* خدایا امثال رضا شیری را حفظ کن که با آهنگ هاشان ما هی میرقصیم!