...چند ورق کاغذ و یک دونه قلم

گاهی حتی ترانه ای هم نمی ماند ....
 
التبريک.....!!!
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٤ : توسط : محیا بانو

تقديم به اونی که يه افق يه بی نهايت کمترين فاصلمونه:

وقتی که تنگ غروب بارون با شيشه می زنه

همه غصه های دنيا توی سينه ی منه

توی قطره های بارون ميشکنه بغص صدام

ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام

پشت اين پنجره می شينم و آواز می خونم

منتظر واسه رسيدنت تو بارون می مونم

زير بارون انتظارت رنگ تازه ای داره

منم عاشقترم انگار وقتی بارون می باره

بعضی وقتا که ميای سر روی شونم میزاری

تمومه غصه هارو از دل من برميداری

اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره

وقت بيداری بازم غم می شينه تو حنجره

 

بلاخره پس از ماه ها انتظار کل آلبوم اومد بيرون. محشره! فوق العاده ست. من دارم ميميرم از خوشحالی. البته به قشنگيه آلبوم های قديمی نميشه، راستش از اينکه داره سبکشو عوض ميکنه اصلا حال نکردم! ولی خوب قشنگه ديگه.به همه اونايی که سياوش رو دوست دارن و منتظر اين آلبوم بودن تبريک ميگم (مخصوصا مسعود) برقرار باشيد و سياوشی.....

کاور آلبوم.

(زود باشيد ديگه، بهم تبريک بگيد. من از همه بيشتر منتظرتر بودم)

---------------------------------------------------------

نوشته شده در:۲۰/۶/

حال نداشتم يه پست ديگه بزنم واسه همين اينجا نوشتم. به علت تعميرات ساختمانی و همچنين دلتنگ و بی حوصله بودن من، اين وبلاگ تا ۲ هفته به روز نميشه. لطفا وبلاگ منو تو اين مدت که نيستم تنها نذاريد و بهم سر بزنيد. خواستيد می تونيد جواب پست های قبل رو بديد! بعضی ها هم اگه خواستن ميتونن باهام تماس بگيرن!

راستی ۲۳ اين ما تولد يه دوست خوبه!

شهراد جان تولدت مبارک

 

با تشکر از همه. دوستتون دارم............