...چند ورق کاغذ و یک دونه قلم

گاهی حتی ترانه ای هم نمی ماند ....
 
هوای خانه چه دلگير ميشود گاهي......
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٤ : توسط : محیا بانو

سالها می گذرند

روزها می آیند

و تو همچنان اینجایی

پشت در قلب من

از اینجا برو

من داستان شنگول و منگول را

خوانده ام

و چشمهایت که فریاد می زند

من گرگ درمانده ام!

...............................................................................................................

آهای تو که اينهمه دوری از من

اين روزا در حال عبوری از من

آهای تو که فکر ميکنی سوزوندی

دارو ندارمو با دوری از من

طاقت نداری ببينی ميدونم

اينهمه طاقت و صبوری از من

ستاره ها ميگن پشيمون شدی

ميخوای بگی که غرق نوری از من

فکر نکنم بشه با صد تا دريا

اينهمه نفرتو بشوری از من

نميدونم ميخوای با قلب سنگيم

دل ببری بازم چه جوری از من

پشيمونی فايدا نداره ديگه

چشات بايد بارون بباره ديگه

!

...............................................................................................................

کاش ميشد همه چی رو عوض کرد... کاش ميشد چيزايی رو که دوست نداری پاک کنی و جاش هر چی ميخوای بذاری... کاش ميشد خاطرات بد رو فراموش کرد... کاش ميشد از تو ذهن هر کی نميخوای پاک شی واسه هميشه........ کاش ميشد برای يه لحظه آروم و بدون دغدغه زندگی کرد..... کاش ميشد وقتايی که احساس ميکنی خوشبخترينی يه آدم منفور و بی لياقت يهويی سر نرسه و دنياتو داغون نکنه.... کاش ميشد کسی رو داشته باشی که در برابر اون آدم بی لياقت ازت دفاع کنه....... کاش ميشد به راحتی آدم کشت!

....

..............................................................................................................

غصه بسه، حالا يکم هم بخنديم و از اين حالو هوا بيايم بيرون!

 

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.
زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود

...........