...چند ورق کاغذ و یک دونه قلم

گاهی حتی ترانه ای هم نمی ماند ....
 
وقتی که من خودم ميشم!
ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : محیا بانو
 

باید دوباره ملحد و بیدین شوم، بخند 

دربند آن فرشته غمگین شوم، بخند 

می خواهم از نگاه تو جاری شوم، ببار 

می خواهم از لبان تو شیرین شوم، بخند

.

.

.

.

.

اول از همه اینکه ولنتاین به همه مبارک. ۲۹ بهمن سپندار مذگان، روز عشق ايرانيان باستان هم مبارک.

دوم اینکه من میخوام اسممو عوض کنم. به نظرتون کدوماش بهتره؟

بانوی برفی- بانوی سپید-  بانوی زمستان- برف بانو (بر وزن عسل بانو!)- ننه سرما! - ننه برفی! محیا برفی! و هر اسم دیگه ای که شما به دهنتون میرسه و یه ربطی به فصل زمستون داره.

خواهشا کمک!

.

.

در تعطیلات ولنتاین چه میکنید؟؟!

ما برای شما برنامه ای ویژه داریم.

اگر ميخواهيد مکانهای ديدنی دنيا را در يک روز ببينيد 

اگر می خواهيد با صرف کمترين هزينه بهترين استفاده را از وقت خود ببريد

تور مسافرتی ما را انتخاب کنید!

ما در خانه ی خود همی ماشين لباسشويی داريم که کم از عجايب ۷ گانه نداشتندی و هر گاه آن را روشن کردندی ابتدا کمی قل قل و بلکه هم قيل قيل کردندی مانند start زدن  اتومبيل های اسقاطی ! سپس کمی بالا و پايين پريدندی و شما شاهد جهش های يک اسب از نزديک بودندی ! سپس سوت کشيدندی انگار که هم اکنون قطاری سريع السير از کنار شما گذشتندی و در وهله ی آخر  شمايگان خود را در دريای خزر يافتندی ولی آن دريا نبودندی بلکه آشپز خانه ی خانه ی ما بودندی و شما می  توانيد در دريای نيلگون خزر سوار بر کابينت ها و صندليهای آشپز خانه قايق سواری و شايد هم اسکی روی آب کردندی و اگر همی خسته شدندی میتوانید در یخچال خانه استراحت کرده و مطمئن بمانید که هرگز سردتان نشوندی.

برای دیدن جنگل های آمازون و لذت بردن از گیاهان و جانوران میتوان به اتاق من رفتندی. و من به شما قول دادندی که هرگز پشیمان نشدندی چرا که در جنگلهای ما همی توانتسندی انواع نایاب عنکبوت ها و هزاران پایان غول پیکر، انواع نادر کرم های خانگی با دم صورتی! ، انواع درختان بااوباب و گیاهان وحشی و گوشت خوار را از نزدیک دیدندی و من شمارا اطمینان دادندی که هیچ یک خطری نداشتندی چرا که پس از سالها همنشینیه مسالمت آمیز داشتندی!

من در اتاق خود کامپیوتری دارم که کم از شیران غران نبودندی. و همانند ماشین لباسشویی در ابتدا با مقدار زیادی قل قل و قیل قیل از شما استقبال کردندی و سپس هنر های اصلی خود را به نمایش گداشتندی. انواع جهش های زیبا و پرش های با مانع از مهارت های خاص این کامپیوتر بودندی. و آنچنان برایتان همی غرش کردندی که به یاد شیر های مناطق حاره ای افتادندی.

و در پایان سفر ما شمارا به مناطقی بس گرمتر و زیباتر از صحراهای آفریقا بردندی و از روی شنزارهای عبور دادندی و تا حرارت و گرمای لدت بخش آنرا حس کردندی. چرا که اتاق برادرمان بس حرارت دارد!

پس به سوی ما بشتابید.

چرا که شما لایق بهترین ولنتاین هستید!!!

  .

.

نیازمندی ها:

به تعدادی کامنت با مدرک فوق دکترا با موتور يا بی موتور جهت بالا رفتن آمار و کامنت ها نيازمنديم!!

.

*۱. وقتی یکی تهدیدت میکنه یا بهت التیماتوم میده چه حسی بهت دست میده؟؟ نمیدونم! شاید من با بقیه فرق دارم که خوشحال شدم! وقتی شنیدم که میشه راحت کنار گذاشته شم بهم بر نخورد! ناراحت هم نشدم! حتی شاید یه جورایی حال هم داد!!!  منم دیگه، هیچوت درست نمیشم!

* تهدیدت خیلی به موقع بود. به خودم اومدم. دوباره شدم همون دیوونه فضایی!!

 

*۲. «برو پای تخته سیاه» ، «روی تخته سیاه نوشتم» ، « جلوی تخته سیاه واستاده بودم» ، نمیدونم من کور رنگی دارم، مشکل دارم، چپ میبینم یا چی؟! آخه وقتی تشخیص نمیدن تخته چه رنگیه چطوری میخوان منو بشناسن؟!  چطوری ادعاشون میشه قهمیده و آدم شناسن؟؟!!!

 

*۳. پروانه ها اغلب فراموش میکنن یه روزی کرم بودن. گرچه از نظر من تو هنوز هم کرمی!