the Present and the Chief

دوستان خودم دوتا بودند، دوستان شوالیه زیاد. اما دوتای خودم به اندازه ی همه آنها دوستم داشتند انگار. دوتای خودم به اندازه ی همه آنها خوشحال بودند انگار. دوتای خودم به اندازه ی همه برایم دست زدند و آواز خواندند و رقصیدند و خندیدند. دوتای خودم یک دنیا بودند. دوتای خودم، دوتای خودم بودند.

/ 1 نظر / 15 بازدید