دستهای من کی پر میشوند با دانه های رنگی رویاهایم؟

...

من آدم ِدست نیافتنی ها هستم!  این را چند وقتی ست که فهمیده ام. از همان اول ها همینطور بوده ام. هر چیزی که داشتنش سخت بود و نداشته ام و نشده که داشته باشم را خیلی خیلی جدی و زیاد خواسته ام. چسبیده ام به خواستنش و زمین و زمانِ زندگی ام را به هم ریخته ام برای داشتنش. خب بیشتر وقتها خیلی موفق هم نبوده ام. کلا هم فکر میکنم زندگی را خیلی به خودم سخت کرده ام بس که چیزهای دوردست و سخت را آرزو داشته م. دانستن این موضوع که من آدم دست نیافتنی ها هستم هم کمکی به حل مشکل نمیکند. هنوز هم همانم. اینطور اخت گرفته ام با زندگی. اینطور رسیدم به یک سری داشته هام. یک وقتهایی خل میشوم بسکه نمیفهمم چه باید کرد. اما خب مگر نه اینکه آدمها از یک سنی به بعد دیگر عوض بشو نیستند؟ این را هم چند وقتیست دارم میفهمم، تغییر خیلی سخت است.

روزگار را چه دیدی، شاید آخرش توی دستهایم گرفتم رویای سالهای گذشته ام را.

/ 2 نظر / 8 بازدید
فاطمه

گلم تو اون محیای دوست داشتنی هستی هنوز هم ولی این احساسات جدیدت مث قبل لطیف و قشنگ نیست[ناراحت]

متولد ماه مهر

آره خب.. ولی نه میشه ولش کرد نه میشه بیش از حد خواستش! در هر صورت از دو طرف بوم میفتی! نمیدونم ولی دقیقا این اوضاع رو یه جوری باید منیجش کرد... نه اینکه پاکش کرد... چون تهش معمولا نتیجه میده!