غر زدن خیلی هم خوبه

من موجود بسیار کلافه ای هستم این روزها

با احتیاط نزدیکم شین تا گازتون نگیرم ( البته اگه اول ببینمون!)

تار میبینم همه چیز رو

نمیتونم نقاشی کنم، نمیتونم کتاب بخونم، نمیتونم فیلم ببینم، نمیتونم وبلاگ بگردم و ایمیلهامو چک کنم و تایپ کردن این متن تا اینجا حدود دوازده دقیقه وقت برده برام.

من به شدت کلافه-م از شدت بیکاری و مامان خیلی خوشحال از این فرصت داره سعی میکنه طرز پخت انواع غذا هارو یادم بده و اینکه با چند قطره آب اضافه پلو شفته میشه.

و از همش بدتر اینه که رفتم کتاب خونه برادرجان رو میگردم، میگه چه جور کتابی میخوای؟ میگم مهم نیست، فقط فونتش درشت باشه که بتونم بخونم! و این یعنی ته بدبختی :(

تازه هنوز درباره دانشگاه غز نزدم براتون

/ 4 نظر / 17 بازدید
میثم

کلافگی خصوصیت انسانهای بزرگ است وقتی زندگی در چرخه ی تکرار می افتد و نمی خواهند بچرخند!

متولد ماه مهر

چشمم افتاد به آرشیوت کف کردم کیف کردم یکمم حرصم گرفت [نیشخند] ایول داره

متولد ماه مهر

و البته انتخاب واحد و تغییر کلاس [چشمک] البته حافظه ی تصویری خوبی داری [چشمک]

پوریا...

چرا اسمم توی این صفحه ی کامنت نیست؟؟؟ یادمه خوندمش اما یعنی خوندمش و نظر ندادم؟؟!!![هیپنوتیزم] دختر غذا درست کردن یاد بگیر نذار اون شوهر بیچارت از گشنگی بمیره[زبان] حالا چش و چالت بهتر شده؟؟؟