من مامانمو میخوام!

 

یک مامان جانی دارم من که هر سال پا میشود ماموریت یک ماهه میرود. بعد من خیلی طفلک میشوم این موقع ها. بعد با خودم فکر میکنم مامان جانم چقدر طفلک است که هر روز اینهمه کار میکند و ما گاهی اصلا کمکش نمیکنیم! بعد دلم برای مامان جانم تنگ میشود. من هیچم آدم احساساتی ای نیستم، بیزحمت بین خودمان بماند این دلتنگی. اصلا هم به رویم نیاورید بعداها. مامان جانم 2هفته ایست که رفته، من هم 2هفته ایست که دختر گل بابا جانم هستم! همیشه بودما اما الان یکجور دیگرم. بعد باباجانم دیروزها گفت تو از خانه بروی یک روزی، چقدر خانه جای خالیت را دارد. بعد من یهو دلم برای همه شان تنگ شد، برای وقتی که رفتم! بعد روزهایی که میروم گالری پیشش هی برایم چایی دم میکند که خستگیم برود. بعد آبجی جان هر روز زنگ میزند هی حالم را میپرسد. فکر میکند من خیلی طفلکم، میخواهد مامان باشد برایم. بعد من که دردسترس نیستم زنگ میزند به مرتضی جانم. به او هم میفهماند که نگران من است و من طفلکم. داداش جانم هم میخواد مهربان تر باشد هی برایم بستنی میخرد و کارهای اینترنتی ام را انجام میدهد. دلم نمی آید بهش بگویم راست میگویی ظرف هارا بشور! فقط لبخند میزنم که مرسی. بعد دلم بعضش میگیرد برای روزهایی که کنار هم نباشیم. داداش جانم خیلی مهربان تر شده، حتی با اینکه خدمتش تمام شده دوشنبه صبح ها ساعت شش مرا میرساند دانشگاه. مامان جانم هربار که میرود مسجد النبی زنگ میزند به من که من اینجام هرچه میخوای بگو مستقیم برسانم! بعد من هر بار میگویم تو هرچه صلاح بدانی و بخواهی خوب است، بغضش را حس میکنم مامان جانم را، که چه دختر گل سربه راهی دارم! بعد دلم خیلی تنگ میشود برایش. مرتضی جانم هم خیلی مهربان تر تر است انگار، هی حالم را میپرسد، هی بیشتر مراقبم است، پنج شنبه ها میبرتم گردش و ناهار و پیاده روی و اینها که طفک نباشم در خانه. بعد من که بهش غر میزنم که مامان جانم نیست خیلی طفلکم میخندد هی که برایت خوب است کار کردن دختر جان. دیروز با باباجانم دوتایی نشستیم 4قسمت قهوه تلخ دیدم کلی خندیدیم، بعد من براش چایی آوردم، کلی خوب بود. بعد دلم تنگ تر شد برای مامان جانم و بعدترها که نیستم. بین خودمان بماند لطفا، وگرنه من اصلا هم آدم لوسِ مامانی ای نیستم! بعدا هم بهم بگویید منکر میشوم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
ندا

سلام مامان منم دو روزه رفته با بابام شمال و دو روز دیگه میاد . ولی من خــــــــــــــــــــــــیلی مامانیم . من مامانــــــــــــــــــــــــمو میخوام [گریه]

ندا

دو سالو نیم [نیشخند]