من اگر طبیب بودم سر خود دوا نمودم!

مامان جانم با من قهر است. خب تقصیر من نیست واقعا. من تنها اشتباهی که کردم این بود که از اول انگلیسی ام (برعکس تمام درس های دیگر) خوب بود و همیش باید (تاکید میکنم اجبارا) به تمام فامیل رایگان انگلیسی درس میدادم! البته یک اشتباه دیگر هم داشتم، مترجمی خواندنم را می گویم. شاید یکی از بزرگ ترین اشباهاتم بوده. حالا هر که مقاله ای درسی چیزی در دانشگاه دارد من باید ترجمه کنم تا نمره بگیرد. حالا یک پسردایی خیلی دور از آن سر ایران که سالی یک بار هم نمیبینمش زنگ زده که 7-6 صفحه دارم ترجمه کن لطفا! کسی میداند کار اجباری ناخواسته یعنی چی؟ یعنی همین که وارد این رشته شده ام و گیر کرده ام توش کلی عذاب و غصه دارد برایم. من اگر آدم ترجمه کردن بودم نصف پروژه ترم پیشم را شوالیه و برادر محترم انجام نمیدادند. اصلا من اگر آدم ترجمه بودم که مشق های شنبه ام را ترجمه میکردم ترمی آخری نمره بگیرم. اصلا من اگر آدم ترجمه بودم  نمیدادم داروالترجمه برایم بزند پولش را بگیرد بعد هم استاد بهم بدهد سیزده! اصلا بدم می آید. اصلا دوست ندارم. اصلا من تنبلم. اصلا اشتباه کردم، من آدم این رشته نبودم، نیستم. حالا لطفا یکی به درک این مامان جانم برساند برای قبول نکردن درخواست پسردایی ِ آن سرِ ایرانم قهر کردن عکس العمل مناسبی نیست.

/ 2 نظر / 32 بازدید
راه ازدواج

منم همین‌جوری‌ام. البته یک رشته‌ی دیگه. که مدتی هست پی بردم که آدم این رشته نیستم. کیه که بفهمه!!!

علیرضا

سلام ببخشید یه مقاله کوتاه دویست و سی و چار صفحه ای دارم که باتلاش فراوان 1ماهه دو صفحشو ترجمه کردم که کارتون کمتر شه کی بیارم خدمتتون برای ترجمه؟[چشمک][نیشخند]