زندگي يعني چكيدن،همچو شمع از گرمي عشق

بيراهه رفتم يک شب
يک لحظه

يک زمان

دستم را آرام گرفت

محکم فشرد

و بي صدا

...
و سرد

...
رها کرد

زين بعد همه عمرم را بيراهه خواهم رفت

...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

تو را هر كس به سوي خويش بخواند
تو را من جز به سوي تو نخوانم

عاشق بودن ؛ توانمند بودن در پذيرفتن ايده ها و واقعيت هاي نو است
عاشق بودن ؛ دانستن آن است که ديگري نيز آن چه که بوده باقي نمي ماند و تغيير آرام آرام او را دگرگون مي کند.
عاشق بودن ؛ بخشيدن تا سرحد فقر است...
والاترين هديه ها بين دوستان اعتماد است و درک متقابل ؛ و اين دو ارمغان عشق اند.

عشق، ايثار چيزي بيش از تمامي خود است
تنها در طلب لبخندي کوچک !!!

 

میتوان هر لحظه، هر جا... 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اينو يه جا ديدم کلی حال کردم فکر کردم شايد شما هم حال کنيد!

ناگهان پـــــرده بر انداخته اي ، يعني چه؟
مست از خانه برون تاخته اي ، يعني چه؟
"حافظ"


ناگهان پـــــرده بر انداخته.... اي ، يعني چه؟
مست از خانه برون تاخته... اي ، يعني چه؟
عشق شون پت ، وَزده چنبـــــــره بر زندگيـم  
سهم دل ، خشکه
نپرداخته!... اي يعني چه؟!
اي کَيانـــــــــوش که با مـــــا وَزده شطرنجي
شـده چُلمنگ و فقط باخته!... اي يعني چه؟
نَوَديدي کــــه سحـــــــرناز به روي ليلــون
باز هم خنجـــــر خود آخته؟!... اي يعني چه؟  
وا وَکن چشم و وَبين گرد نخــود چي فوکولَه
کــار ِ اي دو برره
ساخته!... اي يعني چه؟
بوالفضول الشعـــرا حافظ طنز است و بگور
پيش او لُنـــگ وَ يَنــــداخته!... اي يعني چه؟
**
هر که پنداشت تــو تعريف ز طنـــــزت فوکولي  
فعل معکــــوس تو نشناخته!... اي يعني چه؟

04.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پوریا (شبانه های بی تو)

انگار حال اينترنتم خوب شده ... ايندفعه راحت باز شد ... ميگم خوبی؟؟! ... همه حرفهامو تو اون کامنت قبلی نوشتم ديگه حرفی ندارم بزنم (گريه)

saba

salam .... avalin sheret ke khoshgel bood ... dovomisham fekr konam baEs shod yekami hafez too ghabr narmeshaye sangin kone ( yani ye jooraie bande khoda larzide dige ;) ) khosh bashi hamishe booooooooooooos

deniz

سلام . بازم مثل هميشه قشنگ . شاد باشي

حسام

سلام وصدسلام به محيا جان عزيز.خسته نباشيد. واقعا که وبلاگت زيباست. محيا جان ببخشيد که دير سر زدم. بالاخره با اون نفر حرفم را زدم.اون به طور کلی با رفاقت مخالفت ميکرد نه با من. گفت با هيچ کس. ---------------------------- يعنی رفاقت بی رفاقت.

آرام

سلام محيا جان ... چه خوشگل عشقولانه نوشتی ...ببخش که دير شد ها به خاطر امتحانام هست ... راستی من اپم بيا پيشم

.غزاله

سلام گلم/مرسی که اومدی و آپ کردی دوست دارم نه به خاطر کارت به خاطر وجود مهربون خودت من که ديگه دل و دماغ اين کارا رو ندارم بازم تو دمت گرممممممممممممممممم

حسام

سلام محيا جان.خوبی عزيز؟حالت چطوره؟موفق باشی. خوشحالم از اينکه به من سر زدی و دوست داری مطالب وبلاگمو بخونی.*******آره حقيقت داره اون قبول نکرد وگفت که من يه مشکل خانوادگی دارن نميشه وگرنه شما هيچ مشکلی نداريد.

پوریا (شبانه های بی تو)

سلام ... چطوری تو؟! ميگم تو واسه غزاله آپ کردی ؟!