تموم شد...

اولين روزی مدرسه رفتم رو خوب يادمه. چقدر دلهره داشتم. وقتی مامانم رفت کلی گريه کردم. ولی بدش واسم عادی شد. خيلی وقتا از مدرسه خسته می شدم. دلم ميخواست ديگه نرم. وقتی دوران دبستان تموم شد چقدر گريه کردم. دلم واسه همه دوستام تنگ ميشد. زمان گذشت و من بالا تر وبالا تر رفتم. و تو اين مدت هر روز از درس و مدرسه خسته تر و خسته تر ميشدم. دوران راهنمايی هم تموم شد. برای دوری از دوستام و تموم شدن يه دوره ديگه هم غصه خوردم.02.gif يادمه آخرين روز با دوستام نشستيم تا ميتونستيم گريه کرديم. وبعد رفتم تو يه دوره ديگه. چقدر درسا سخت بود. از همه چی دلزده شده بودم. فقط آرزو داشتم اين دوران مدرسه رفتن تموم شه و من راحت شم. يادم مياد سر اتنخاب رشته چقدر با اطرافيانم حرفم شد. من ميخواستم برم فنی حرفه ای که يه سال زور تر درسم تموم شه اونا ميگفتن تو فقط بايد بری رياضی بخونی.(فقط هم رياضی،خدابخواد چقدر کم اشتها بودن03.gif) رفتم گرافيک. پيش خودم فکر کردم من که بايد تا آخرش بخونم بهتره که درسی رو بخونم که بهش علاقه داشته باشم. اين دو سال آخر به اندازه همه سالهای قبل بهم خوش گذشت. اينقدر تو مدرسه خوب بود که اصلا دلم نمی خواست برم خونه. هر روز بزن و بکوب. هر روز يه شيطونیه تازه. چه شيطونيا و اذيت ها که نکردیم. يه بار در مدرسه باز بود با بچه زديم بيرون. انگار نه انگار 04.gif سر اين کار چه پدری ازمون در آوردن. يه بار ديگه درس نخونده بودم کلاس جغرافی رو دودر کردم.  زنگ که خورد داشتم ميرفتم طرف کلاس که معلمه جلوم در اومد و يه لبخند حسابی بهم زد15.gif.  ۲هفته در ميون سر کلاس تاريخ هنر می افتادیم بيرون، گريه معلم رو در آورده بوديم.04.gif

 آخــــــــی چه روزايی بود. تازه احساس ميکردم مدرسه رو دوست دارم که تموم شد. امروز آخرين روز کارآموزی بود يا بهتره بگم آخرين روز مدرسه. آخرين روزی که اون لباس فرم بيچاره رو که يه روزی سبز يشمی بود 26.gifو دلم نميخواست تنم کنمش و حالا هر تيکش يه رنگی بود رو تنم ميکردم. امروز آخرين روز من به عنوان يه بچه مدرسه ای بود. آخرين روزی که با دوستام کف حياط مدرسه ولو شديم و با هم نون و پنيرو گوجه خورديم. صبح که از خواب پاشدم با خودم گفتم ديگه تموم شد. ولی وقتی دوستامو ديدم، وقتی دوباره شروع کرديم شلوغ کردن و آب بازی کردن دلم گرفت.02.gifديگه هيچ وقت نمی تونم باهاشون اينقدر آب بازی کنم که آب تا ۲  ساعت بعدش ازم قطره قطره بچکه. منی که يه روزی آرزو داشتم ديگه مدرسه نرم امروز دلم ميخواست بازم ميتونستم برم مدرسه.

بلاخره ديپلمم رو گرفتم. انظباتم رو داده بودن ۵/۱۹ 11.gif  فکر ميکردم ريز ۱۶ ميشه. از معدل دیپلم ميگذريم...08.gif 04.gif.  وقتی مدرکمو دادن دستم باورم شد که ديگه همه چی جدی جدی تموم شده. يازده سال گذشت. خيلی زود تموم شد17.gif.دلم واسه همه چی تنگ ميشه.

 

و حالا من تو يه دوره جديدم...

...................................................................................

اينم واسه خودش که ديشب به يادش تا صبح خوابم نبرد:

تو خود عشقی که همزاد منی

                     تـو سکـوت منـو فـريـاد منـی 

/ 3 نظر / 6 بازدید
maryam

تو تازه اول راهی يه عالمه خوشی ديگه انتظارتو می کشه.انشاالله بری دانشگاه می فهمی

masouod

هميشه وقتی مدارس تموم ميشن آدم دلش واسشون تنگ ميشه. منم از اين دوره های شيطنت زياد داشتم. منم اين حسّ عجيب رو موقع گرفتن ديپلمم داشتم . نمرهء انظباط من هم منو شوکّه کرد. ۱۸ نمره ای که از سرم هم زياد بود. بگذريم... اميدوارم که از خوبی ها و بدی های اين مدّت درسهائی گرفته باشی. خانم دیپلمه (:

فروغ

منم وقتی دیپلمم رو گرفتم همين حسو داشتم....چه زود تموم شدا! و لی من دلم تنگ نميشه.