هویجوری

یهو دیدم دلم یه خواهر دوقلو میخواد! دلم یه آبجی میخواد که مثل هم باشیم و به یه سری چیزا علاقه داشته باشیم و بعد تو خونه هی از هر چرتی عکس بگیریم و لذت ببریم از عکسای هنریمون. بعد مثلا رو صورت هم نقاشی بکشیم و قاه قاه بخندیم. دلم یه آبجیه دوقلو میخواد که مثل خودم خر باشه و یهو کارای عجیب کنه و اگه من حوصله نداشتم حالمو خوب کنه. یکی که هی دم دست باشه بدون مزاحم بریم موزه و نمایشگاه و هی با هم از جدول خیابونا راه بریم. یکی که تو فضای خونه شریک جرم همه کارا باشه و نذاره حس کنم نمیتونم کاریی که دوست دارمو انجام بدم چون آدمشو ندارم. یکی که بشه بهش راحت اطمینان کرد و همیشه کنار خودم داشتش. یهو دلم خیلی آبجیه دوقلو خواست...

/ 4 نظر / 22 بازدید
دریا ساحلی

هیچ راهی خسته کننده و طولانی نیست اگر، با یک دوست طی شود.موفق باشی!!!!!!!

طلایه

اینایی که نوشتی حالا لزومی نداشت دوقلو باشه حتما. همون سه سال و نیم اختلافی که من و خواهرم داشتیم هم جواب می‌داد. ولی خوب فکر کن داشتی، بعد می‌ذاشت می‌رفت یهو اونور ِ‌دنیا! خوب سخته دیگه:(

پوریا....

سلام اتفاقن هرچی آتیشه از گور این دوقلوها بلند میشه[چشمک]

متولد ماه مهر

خوندن این پست با یه آهنگ زیبا از فریبرز لاچینی که میدونی پیانو میزنه خیلی حس خوبی میده... قشنگ بود. [دست]