I think about the little things that make life great

یک جور کِمیستری یا رابطه ی پنهان درونی و اینهاست.

یک چیزی بین من و شوالیه در رفت و آمد است آرام کننده. ناگفته و بی صدا، حتی این همه مدت بهش اشاره ای هم نشده، که فلان وقتها فلان کار را کنیم برای هم. خودش میشود. ناگفته. وقتی هایی هست که شوالیه به شدت شاکی و اَگرسیو و دعوا کن است. البته که با آدمهای بی ملاحظه و نادان که چیزی بارشان نیس، بعد من هی آرامش میکنم و بیخیال و ارزش ندارد و اینا. وقتهایی هم هست که من شاکی و دعوایی و بی اعصابم در حد زدن آدمها، بعد اوست که بی خیال و آرام باش  و ایناس. گاهی فکر میکنم اگر همزمان هردو هجوم میبردیم به نادان های جامعه! چه اتفاق هایی می افتاد.

اینرا تازه کشف کرده ام، بدون هیچ قرار قبلی اتفاق می افتد، برایم جالب و قشنگ است حمایتی که پشت اینهاس.

 

 

* تازه وقتی آرامش میکنم قضیه تمام میشود، خودم ناراحتم چرا یک حالی نگرفتیم جگرمان خنک شود!!!

/ 1 نظر / 12 بازدید

http://hagheghat.persianblog.ir