?????how far can I take it

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم

غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم

غصه عشق به گوش من دیوانه چه خوانی؟

بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم

زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی

بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم

.

كمي اكسيژن مي خواهم!

گاهي كه زياد نيستي، لحظه هاي آخر انتظار، وقتي مي شمارم دقايق آخر را، نفسم هم به شماره مي افتد! (چه جمله درهمي!)

 انگار همه چيز به شماره مي افتد ! به هر چيز نگاه مي كنم مي شمارمش! داشتم ظرف مي شستم شروع كردم به شمردن: 15 ليوان و 6 استكان و 12 بشقاب و ... كتاب ها هم همين طور فلان تا كتاب شعر و بهمان تا كتاب آموزشی و ... حالا هم دارم حرف هاي نوشته ام را مي شمارم و نفس هايم را!

چند لحظه مانده به رسيدنت؟! اميدوارم نفس كم نياورم! حرف كه كم نمي آيد!

ياد آن شب... افتادم. به گمانم خوب يادت باشد. دلم سخت فشرده بود به گمانم دل تو هم! ديروقت بودو عالمی در خواب. به تو گفتم کی تمام میشود؟ و تو گفتی معلوم نیست! همیشه در پاسخم همین را گفته ای. و من همیشه به پایانی فکر کرده ام که شاید هیچوقت نیاید! 

و آنشب نمیدانم از کجا فکر تازه ای به سرت افتاد که مرا به اندازه عالمی بی تاب کرد... و پدر قبول نخواهد کرد.... تو خود میدانستی که قبول نخواهد کرد اما مرا با فکرش بی تاب کردی.. و اینک میترسی... و تنها مثل همیشه با من میگویی: مرد باش....

کاش تو هم کمی مرد باشی....

و من هنوز می شمارم! دقایقی که میگذرند تا شاید پدر قبول کند.... و می شمارم لحظه هایی که مردم! و کابوسهایی که شبها به دنبالم روانند...

مهربانی کافی نیست... عشق کافی نیست... صدا... نگاه... شعر... کافی نیست...

کمی، تنها کمی مرد باش!

.

.

.

sometimes I wish I could...

.

چشم زیبای تو پیوسته تماشا دارد
جلوه چشـــــــم تو زیبایی دریا دارد

آسمان با همه گستردگی و زیبایی
در نگاه تو اگر مــــــحو شود جا دارد

پشت پرچین نگاهت به تماشا پیداست
باغ ســــــــبزی که فراوان گل زیبادارد

باغ آیینه ای چشــــــــم تماشایی تو
هر زمان می نگری نرگس شهلا دارد

می نابی که من از خوردن ان محرومم
گردش چشم تو در ســــــاغر مینا دارد

می شود هر نظر از برق نگاهت فهمید
که نگاهت هـــوس ســــــوختن ما دارد

باز در سایه گیســـــــوی بلندت دل من
شکوه از دست تو و این شب یلدا دارد

باز کن حلقه گیسوی شکن در شکنت
که دل خســـته من سلسله در پا دارد

غیر یک جرعه شراب از لب شیرین تو نیست
آنچه لیلی به دعــــــا ازتــــو تمنا دارد

.

47hw07q.jpg

1*چه امید عبثی بستم من

به مترسک که بپاید سر جالیزم را

بهتر آن است که خود برخیزم...

۲*چندی ست دلم بد مستی می کند!
پیاله ای قرارش می دهی؟!

3* چشمان منتظرم را به کلون در آوبزان میکنم. شاید خبری شد...

4* مردم انقلاب مي کنند نه برايخواستن، که براي نخواستن !!
(مثلا مردم ايران انقلاب مي کنند چون شاه نميخوان، فاحشه خونه نمي خوان و يکشب خواب راحت هم نمي خواستند لابد)

5* خبر رسيده که يکي از فرشته هاي خدا گم شده. چند ميدي لوت ندم؟؟؟

6* یه دورانی متن مینوشتم خنده بازار... حالا هر چی بیشتر زور میزنم نوشته هام گریه دار تر میشن. نمیدونم چمه؟!

7* عمرتون 100 شب یلدا، دلتون قد یه دریا، توی این شبای سرما، یادتون همیشه با ما

یلدای همه مبارک

( این اس ام اس رو تو این دو روز بیشتر از 20 بار واسم فرستادن! )

یلدای همه مبارک. ایشالا همیشه خوش باشید.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متولد ماه مهر

شعر از مهدی سهيلی بود ؟ ... نميدونم ! هر چی بود خيلی زيبا بود بعد از خوندن قسمتای مختلف بلاگت تنها ۱ شعر به نظرم رسيد که شايد بتونه خلوتت رو تازه کنه : مشو غمگين که دور غم سر آيد ز پشت ابرها *ماهی* برآيد بلای زندگانی نااميديست شکيبا شو که *یار* از در درآيد *************************۸ پيروز باشی ...

شب بخير ماه ...

در راه باز گشت٬ در تمام راه٬ آفتابی در کويری غروب می کرد. می دانی دل چيست...؟؟ شب بخير ماه به روزه

حسام

سلام محيا جان.خوبی عزيز ؟ممنون که سر زدی. اميدوارم هميشه سالمو سرحال باشی و موفق و پيروز. عيدت مبارک

حسام

با سلام به محيا جان عزيز و گل و نازنين. حالت چطوره خوبی ؟ وبلاگت غوغاست عاليه. آفرين.موفق باشی و سربلند. اگر خواستيد به وبلاگم سر بزنيد.

حسام

سلام محيا جان.خوبيد؟ اون عکسهای سياوش قميشی از کنسرت لاس وگاس بودند که ۲۲ دسامبر ۲۰۰۶ ازش گرفته شده بوده. خيلی ممنون که بم سر زدی.قربونت.

هلن

سلام عزيزم!! منو مسخره می کنی؟ چطوری خوبی؟ خوش می گذره محيا جون چقدر قشنگ شده وبلاگت ...... معرکست!!!!!

م.عروج

کلا پست قشنگی بود شعرات هم خوب بود.. ببينم شعرا واسه خودت بود؟؟