و گه گاهی....

- عشق مثل يه درياست كه يا بايد توش غرق شي يا كوسه مي خورت! -

.................................................................................................................................................................................

زندگي شايد آن لحظة مسدوديست
که نگاه من در ني ني چشمان تو
خود را ويران ميسازد
و در اين حسي است
که من آنرا با ادراک ماه
و با دريافت ظلمت
خواهم آميخت
در اتاقي که به اندازة يک تنهاييست
دل من
که به اندازة يک عشق است
به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مينگرد
به زوال زيباي گلها در گلدان
به نهالي که تو در باغچة خانه امان کاشته اي
و به آواز قناري ها
که به اندازة يک پنجره مي خوانند

... 

٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬

دیشب داشتم با یه دوست عزیزی گفتمان میکردم. این عزیز در نهایت بزرگی و مهمی، خیلی متواضع، فروتن، مهربون و ساده ست. یکی از دوستای سیاوش. دیشب داشت از سیاوش و خاطره هاشون و حرفای اون می گفت و من اینور اشک میریختم07.gif17.gif. بعد از اینکه ازش خدافظی کردم، احساس میکردم خیلی مهمم! احساس میکردم دنیا خیلی قشنگه و خدا خیلی مهربونه که منو با این عزیز همپرسه آشنا کرده. خلاصه این عزیز دیشب منو هوایی کرد و تا صبح خواب آمریکا و کنسرت و سیاوش و نازنین و... می دیدم! یه چند وقتی بود که درگیر زندگیه پیچ در پیچ و هم هیچ خودم بودم19.gif و یادم رفته بود که بزرگترین آرزوم (البته بعد از رسیدن به اون) دیدن سیاوش و بوسیدن دستای مهربون و گرمه شه. از وقتی اون اومده تو زندگیم دیگه درست و حسابی چیزی برای سیاوش ننوشتم. از این بابت، از سیاوش عزیز، از اونی که خودش میدونه چقدر مهمه، از خودم و از همه قمیشی دوستا معذرت میخوام. منو می بخشید؟

 

به کی بگم که چشمات.....

مثل اون شبنم پاک روی گلها ميمونی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                                مثل اون عروسک شب توی رويا ميمونی

 

*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ**ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*ـ*

عزیز دلم اینم واسه تو که نگی: «یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم»!03.gif

 

چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زنه

دلم اسم تو رو فریاد می زنه

درای پنجره رو تا انتها باز می کنم

تو خیالم با تو پرواز می کنم

10.gif

 

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
غزاله

گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه

پوریا (شبانه های بی تو)

لحظه‌‌ای با من باش ... تا از آن لحظه برويم تا گل ... تا ببندم از نگاه تو به هرستاره پل ... لحظه‌ای با من باش تا به باغ چشم تو پنجره‌ای باز کنم ... از تو شعر و قصه و ترانه‌ای ساز کنم ... لحظه‌ای با من باش ... باشه !! ... (فعلا اين ترانه سياوش جون رو داشته باش تا بعد !!)

غزاله

هی گنده آپ کردم يه موقع نيای سر بزنيا بده آدم که دم به دقيقه خونه خواهرش تلپ نمی شه

mostafa

هوايه خانه دل گير ميشود گاهي

hanjare

سلام..... نميدونم از کجا شروع کنم که به کجا ختم بشه !!! هرکسی تو خلوت شب ....گوشه تنهايی داره ......... ادامشم شايد از خود استاد بشنويد اميدوارم به هرچش که در قلب مهربونت هست برسی